| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
...................I
|+| نوشته شده توسط m.n در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 و ساعت 7:44 بعد از ظهر |
Why?
My Questions? .……………………………..…Why?.................................................................... Why…? When you love some body, the minion thinks that you are lying man. Why…? When the lover try to show his love. Minion thinks that lover is troublous man. Why…? When the lover doesn't know the way of loving and he/she is trying to find it. Minion thinks that the lover isn’t the honest man or thinks that he/she isn’t a lover. Why…? When the minion find out that the lover loves her/him, minion leaves the lover for one reason: "Love". Why…? Most of the minions don’t have an idea for staying in love. But lover… Why…? When the lover doesn't go ahead. Minion thinks that the lover forgets her or he doesn't love her. But she never thinks about reason of it. The lover doesn’t go ahead because he scares for this reason: missing the minion. Why…? When the lover leaves the minion. Minion thinks that the lover forgets it. Lover never forgets her/him. He/She leaves the minion for one reason: he/she thinks that This is a best way to become a minion joyful and staying in a joyance (for minion), but he/she will never forgetting the minion. It isn’t the tease. I wish that all the minions understand this above sentences.
|+| نوشته شده توسط m.n در یکشنبه 11 آذر1386 و ساعت 11:22 بعد از ظهر |
...تو ندیدی مرا
ماندم و پژمرده شدم , ریختم تا که به دامان تو آویختم
دامن خود را متکان ای عزیز این منم ای دوست به خاکم مریز
وای مرا ساده سپردی به باد حیف که نشناخته بردی ز یاد
همسفر بادم از آن پس مدام می گذرم بی خبر از بام و شام
می رسم اما به تو روزی دگر پنجره را باز گذاری اگر
|+| نوشته شده توسط m.n در دوشنبه 23 مهر1386 و ساعت 7:52 بعد از ظهر |
تصاویر استریوسکوپیک
چند روز پیش داشتم دنبال مطلب درباره الگوریتم تصاویر Anagliph می گشتم حیفم اومد اینارو اینجا نزارم.. اینارو باید با عینک blue/cyan یا red/blue ببینید.راستی هرکی در مورد الگوریتم اینها چیزی می دونه خوشحال می شم comment بزاره(بذاره).
|+| نوشته شده توسط m.n در شنبه 21 مهر1386 و ساعت 7:52 قبل از ظهر |
...
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از ان مست که با مردم هشیار چه کرد اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار طالع بی شفقت بین که درین کار چه کرد برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد ساقیا جام میم ده که نگارنده غیب نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد آن که پرنقش زد این دایره ی مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد فکر عشق آتش غم بر دل حافظ زد وسوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد حافظ
|+| نوشته شده توسط m.n در جمعه 16 شهریور1386 و ساعت 11:58 بعد از ظهر |
ع..ش..ق
رندي را گفتند . درد بي درمان چيست
گفت . غم عشق
پرسيدند . غم عشق چگونه طاقت فرسا شود
گفت . در فراق يار
گفتند . فراق يار چگونه جلوه گري کند
گفت . با آه جگر سوز
پرسيدند . جانکاه تر از غم عشق و فراق يار وسوز جگر
گفت . آن است که عاشق از ابراز عشق به معشوقش درماند
گفتند . چه سازد عاشقي که به اين درد مبتلا ست
گفت . تنها بماند و بسوزد و بسازد
پرسيدند .حاصل سوختن و ساختن
گفت . مرگ جان و حيات جسم . . . بميرد قبل از آنکه بميرد
گفتند . چگونه
گفت . درموت جسم فاني شود و روح باقيست..
اما عاشق سينه سوخته ناتوان را روح بميرد و جسم در حيات
پرسيدند . اگر في الحال خرقه تهي کند
گفت . جاودانه در بهشت خواهد ماند
گفتند . نقري که برازنده سنگ مزارش باشد
گفت .
بر سر تربت ما چون گذري همت خواه
که زيارتگه رندان جهان خواهد شد
|+| نوشته شده توسط m.n در جمعه 16 شهریور1386 و ساعت 7:12 بعد از ظهر |
مشکل سایت
الان خیلی وقته که وبلاگ رو آپدیت نکردم.
شرمنده از دوستانی که ایمیل زدن و گفتن سایت کار نمی کنه... بعد از اینکه سرور kilu3 تمام کامپوننت های پی اچ پی رو عوض کرد این مشکل ایجاد شد. منم راستش دیگه حوصله ی عوض کردن سایت رو نداشتم.شاید در آینده یه سایت دیگه طراحی کنم. |+| نوشته شده توسط m.n در جمعه 16 شهریور1386 و ساعت 7:7 بعد از ظهر |
md.naseri یه سایت آپلود طراحی
|+| نوشته شده توسط m.n در جمعه 4 اسفند1385 و ساعت 12:13 بعد از ظهر |
صفحه اول : حقیقت زندگی
به نام خدا
سلام مي کنم به باد که قدرت وزيدن دارد سلام مي کنم به طوفان که قدرت شکستن دارد سلام مي کنم به اشک............ ...............که قدرت ندارد ليکن راز محبت دارد
من سلامم را در اوج در قلب غم مي شکنم وغم ...اين موجود را مي سپارم به حوادث تا باد از منش به منيّت دور کند مي سپارم بر طوفان...... ..........که هستيش بدرد مي سپارم بر اشک که او را در محبتش محوکند ... ........... تا .......تا من شادي رااز هيچ گدايي نکنم...............
|+| نوشته شده توسط m.n در پنجشنبه 5 مرداد1385 و ساعت 2:55 بعد از ظهر |
صفحه دوم : عشق در سه ثانيه
|+| نوشته شده توسط m.n در چهارشنبه 4 مرداد1385 و ساعت 11:8 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
87/02/01 - 87/02/3186/09/01 - 86/09/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 85/12/01 - 85/12/29 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 پيوندها
وبلاگ یکی از دوستانطراحي خودم Audio Player اينم ایران کهن تر از تاریخ قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی ساعت mohammad-blackstar
امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |
| تبليغات | X | |
| تبليغات | X | |
| تبليغات | X | |